پس از این که مجلس محترم اصولگرا در راستای تعمیق فرهنگ اسلامی در جامعه تعطیلی «میلاد» امام رضا ع را حذف کرد وبه جای آن آخر صفر وروز «وفات» ایشان را تعطیل اعلام کرد(اوج زنده اندیشی را ببینید)حالا هرساله معمولا دهه ی آخر صفرچندروزتعطیل رسمی باهم جور می شوندوامسال جشن ۲۲بهمن هم به این صف روزهای تعطیل اضافه شد (وجشن وعزا باهم مخلوط)وبهترین فرصت برای یک مسافرت چندروزه تا خلق الله بتوانند خستگی یک ساله را بتکانند. یه خصوص امسال که سال خستگی ملی هم بود.
ما اما رفتن به «قشم »را انتخاب کردیم والبته تنها هم نبودیم وبه نقل مسوولان بازهم محترم منطقه آزاد۲۵هزاروسیله نقلیه وبیش از ۱۳۰هزار هم وطن دیگر هم ما را در این سفرقندهار همراهی می کردند.
البته قشم همان قشم چتدسال قبل بودبا همان ظرفیت ها و امکانات .که شاید بتوان گفت به زور۲۵هزار نفررا می توانست سامان دهداما این که این ۸۰هزار نفراضافه چگونه با هدف خریدی ازران وبه صرفه ومناسب شب را روز می کردند دیگر خودتان قضاوت کنید.
با این همه اگرچه وضعیت حمل و نقل واسکان به شکل شرم آوری بود اما سودای خرید از قشم وتریحی سالم وبی هیاهو در کنار خانواده ورضایت نسبی در چهره تک تک مردم هویدا بود .وخاطر جمع باشید اگررضایت خاطر نبود یقینا وضعیت هم این گونه نبود.
می خواستم از این سفر ۳روزه بیش تر وپیش تر بنویسم اما صرف نظر کردم.یک دلیل اش حرف های همیشگی رسانه ملی بودکه مدام در چنین مناسبت هایی اعلام می کند که سرتاسر ایران اسلامی «غرق» در عزا وماتم بود.
چندروز صبرکردم تا شاید اثری وخبری از این «غرق شدگان» در عزادر ساحل بندرعباس ببینم.
ما که در ایام سوگواری اتخر صفر جز چند هزار هم وطن مسلمان آرام وشادبا روحیه ای استوار وصبور ندیدیم.که البته همگی به لطف خدا به سلامت به بندر رسیدند.
اگر شما خبری از این غرق شدگان دیدیدبه رسانه ملی اعلام کنید.
انسان
امروزی چه بخواهیم و چه نخواهیم از لحاظ حقوقی دیگر «رعیت» محسوب نمیشود و «شهروند»
است و به ناگزیر صاحب «حق » و فرقی ندارد که این انسان صاحب حق در کلان شهری مثل
تهران و مشهد زندگی کند یا دردهستانی
مانند فارغان و جناح و لیردف.
او
نیازهایی دارد کاملا انسانی از معیشت و اشتغال و ازدواج گرفته تا آموزش و بهداشت
وتفریح و مشکلات صنفی و... در این مسیر مطبوعات آزاد و نهادهای مدنی و انجمنهای
محلی و شوراها واحزاب وگروهها و...به وجود میآیند که این نیازها را به شکل
مسالمتآمیز و درستی در مجرای خود انداخته و به عنوان میانجی مردم و دولت ،پیگیر
آن باشند.
از
بین بردن این نهادهای میانجی عملا کار را از مسیر اصلی منحرف کرده و هم رسیدن به
هدفها را مشکلتر میسازد و هم ماهیت مسایل را تغییر میدهد. مراسم مذهبی میشود
محل نزاعهای سیاسی و شب شعرها جای بحث اجتماعی و محیطهای ورزشی جای سخنان ادبی و
مراکز آموزشی محلی برای انجام کارهای خانه و...
نمونه
روشن ودست اول این به هم ریختگی، همایش «پیادهروی خانواده» این هفته در منطقه سیاهو
بود که به یک راهپیمایی آرامزن و مرد و پیر
و جوان منطقهجهت جدایی از بخش فین و اتصال
به بخش بندرعباس تبدیل شده بود. اگرچه بسیار آرام و مسالمتآمیز و مدنی.
مراسم
مذهبی چون عاشورا و فرهنگی چون نمایشگاههای مطبوعات و هنری چون جشنواره سینمایی
فجر هم به همین بلا دچار شدهاند و در حال تغییر کاربری خود هستند وکمکم تمام
عرصهها در حال منقلب شدن و تغییر ماهیت دادن است. راستی چرا ؟
به
نظر من وقتی که مسیرهای اصلی و درست مسدود شدهاند و احتمال ریزش کوه هم در این مسیرها
زیاد است مردم به جای حذف مطالبات خود شیوهی بیان و مکان عرضهی آن را تغییر میدهند.
امری که به نفع هیچ کدام نیست نه دولت و نه ملت.
یک
بار هم که شده درست فکر کنیم و راهپیمایی خانواده و عاشورای حسینی و جشنوارههای
ادبی و هنری و... را به ساحت اصلی خود برگردانیم و بگذاریم هرکس و هرچیز کارکرد
خودرا داشته باشد.
به
زور ساعت شماطهدار نمی شود به مردم قبولاند که هنوز آفتاب طلوع نکرده و نیمه شب
است به خصوص در زمانی که بانگ خروسان قریه، همه را از دمیدن صبح باخبر کرده است. آنانی
که صبح زود جمعه این هفته به راهپیمایی خانواده در منطقه سیاهو آمده بودند حامل یک
پیام روشن بودند که: